نگاهی به کتاب «ابوباران» در یادداشتی از علیرضا مختارپور؛

نگاهی به کتاب «ابوباران» در یادداشتی ازعلیرضا مختارپور؛

در کتاب ابوباران حجم انبوهی از فعالیتها و مجاهدت ها و دشواری‌های مدافعان حرم به اختصار

در کنار هم چیده شده،و در هر چند صفحه خبر از شهادت یک یا چندتناز مدافعان حرم آمده،

چهره‌های تابناکی که درآسمان جهان معاصرو تاریخ اسلام می‌درخشند و تا ابد درخشان خواهند ماند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، علیرضا مختارپور در یادداشتی به

کتاب«ابوباران»(خاطرات مدافع حرم مصطفی نجیب ازحضور فاطمیون درنبرد سوریه) پرداخته است.

این کتاب تدوین زهراسادات ثابتی وانتشارات خط مقدم منتشرش کرده است.

در ادامه این یادداشت رامی‌خوانید.

بنام آنکه جان را روشنی داد

[تقدیم به «باران» و هم‌نسلان او]

استاد شهید مرتضی مطهری در سخنرانی عنصر تبلیغ در نهضت حسینی از جوانی یاد می‌کنند

که پدرش در عاشوراشهید شده بود ولی مشخص نیست که پدرش چه کسی بوده، آن جوان نزد

اباعبدالله می‌آید و برای رفتن به میدانمبارزه اجازه می‌خواهد، حضرت اجازه نمی‌دهند و می‌فرمایند

همین که پدرش در این میدان شهید شده بس استومادر این جوان هم در اینجا هست شاید او راضی نباشد.

جوان عرض می‌کند: یا اباعبدالله اصلاً این شمشیر را مادرمبه کمر من بسته است و او مرا فرستاده

و به من گفته تو هم برو به راه پدرت و جان خودت را قربان اباعبدالله کن.

آنقدر این جوان خواهش و التماس می‌کند تا حضرت به او اجازه می‌دهند. وقتی این جوان به میدان آمد،

برخلاف اغلب افراد که خودشان را به پدر و جدّشان معرفی می‌کردند و به اصطلاح رجزمی‌خواندند که من

فلانی‌ام پسر فلانی،این کار رانکرد بلکه طور دیگری حرف زد که در منطق گوی سبقت را ازهمه ربود

این جوان به وسط میدان که رسید فریاد زد:

امیری حسینٌ و نِعْمَ الأمیر                  

سُرورُ فواد البَشیرِ النّذیر

یعنی ای مردم اگر می‌خواهید مرا بشناسید من آن کسی هستم که آقای او حسین است،

همان حسینی که مایه‌ی خوشحالی قلب پیغمبر(ص) است.[۱]

ابوباران: خاطرات مدافع حرم مصطفی نجیب از جوانان غیور افغانستان است که با پیوستن به

فاطمیون برای دفاع از حرم به سوریه می‌رود و در مبارزات سخت و طاقت‌فرسا

حضوری فعال دارد؛ شرح زندگی سخت این جوان متولد ۱۳۶۲ در تهران امّا

علیرغم چهل سال اقامت پدر و مادرش در ایران همچنان غیرایرانی محسوب شدن در ایران

و مهاجرتهای قانونی و غیرقانونی برای رسیدن به زندگی‌ای با حداقل امکانات،

بیماری‌ها وتحمل شرایط سخت که همه شرایط به‌ظاهرلازم رابرای ناامیدی وافسردگی دارد و

سرانجام در سی سالگی با دیدن تصویری ازرزمندگان افغانستانی درسوریه با پیشانی‌بند «لبیک یا زینب»

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل‌افگار چه کرد

مسیر حیات طیّبه‌ی او آغاز می‌شود و حضور متناوب و مکرّر او در جبهه‌های دفاع از حرم و حریم دین

و اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السّلام) تا پایان ۱۳۹۷ ادامه می‌یابد و نوروز ۱۳۹۸ برای مراقبت

از مادرش که دچار بیماری شده به ایران بازمی‌گردد.

نکته‌ی دیگر اینکه از ۳۳۶ صفحه این کتاب تنها ۴۶ صفحه به شرح زندگی مصطفی قبل از پیوستن به فاطمیون

اختصاص دارد و تمامی ۲۹۰ صفحه‌ی بعد بیانگر ماجراهای نبردها و شکست و پیروزی‌های متعدد

و تلخ و شیرین مدافعان حرم در سوریه می‌باشد.

در میان تمامی رزمندگان مدافع حرم، فاطمیون وضع خاصی دارد.

بعضی از عزیزان فاطمیون از افغانستان و برخی از همان عزیزان داوطلبانه از ایران یا کشورهای دیگر

برای دفاع از حرم به سوریه عزیمت کردند.

و این در حالی است که همچنان و علیرغم تأکیدات رهبر معظّم انقلاب اسلامی، بسیاری از عزیزان افغانستانی

در ایران همچنان با مشکلات عدیده اعمّ از اجازه کار، اقامت، تحصیل فرزندان و... مواجهند

امّا مطالعه‌ی این کتاب و شرح مجاهدتهای دیگر مدافعان و شهدای حرم از فاطمیون نشان می‌دهد

که این فرزندان غیور اسلام هرگز مشکلات موجود و نیز تنگناهای اقتصادی و معیشتی را بهانه‌ای

برای ترک وظیفه‌ی ایمانی خود قرار ندادند و علیرغم مظلومیتها و محدودیتهای متعدد،

حماسه‌هایی را در دفاع از دیانت و انسانیت و آزادگی خلق کردند که هنوز برای نسل

حاضر و مردم جهان شناخته شده نیست، و تنها با گذشت سالها و فاصله گرفتن از کوران حوادث

و البته با انتشار کتابهایی نظیر ابوباران و تولید محصولات فرهنگی هنری متعدد و مستند،

اندک‌اندک پرده از این صحنه‌ی باشکوه غیرت و مردانگی و مروّت کنار می‌رود و همه‌ی

انسانهای سلیم و آزاده را به تحسین وامی‌دارد.

برای نمونه بنگرید به آنچه در این کتاب درباره‌ی شهید ابوحامد یکی از فرماندهان فاطمیون آمده است.

ابوحامد مجاهدی مهربان امّا قاطع و دلسوز و حاضر در صحنه‌های نبرد است که بارها این اشعار سوزناک

امّا حماسی جناب محمدکاظم کاظمی شاعر ارزشمند افغانستانی را که در زمان دیگری و

برای موضوع دیگری سروده شده در جمع فاطمیون می‌خوانده:

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت

پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت

منم تمام افق را به رنج گردیده

منم که هر که مرا دیده، در گذر دیده

چگونه باز نگردم، که سنگرم آنجاست

چگونه؟ آه، مزار برادرم آنجاست

چگونه بازنگردم که مسجد و محراب

و تیغ، منتظر بوسه بر سرم آنجاست

و سرانجام ابوحامد در دفاع از حرم به شهادت می‌رسد.

در کتاب ابوباران حجم انبوهی از فعالیتها و مجاهدت ها و دشواری‌های مدافعان حرم به اختصار

در کنار هم چیده شده، و در هر چند صفحه خبر از شهادت یک یا چندتن از مدافعان حرم آمده،

چهره‌های تابناکی که در آسمان جهان معاصر و تاریخ اسلام می‌درخشند و تا ابد درخشان خواهند ماند.

همانند همان  جوان روز عاشورا شهرت‌ اغلب این شهدا و مدافعان حرم نه به اسم و مسئولیت بلکه به مدافع حرم بودن است.

در میان صفحات سراسر مبارزه و جهاد و مقاومت و دفاع از دین و آیین و آزادگی، حوادث و

وقایع متعدد خواندنی و جذاب نیز قابل توجه است از شوخی‌های میان مدافعان حرم، تا مسیر اشتباه

راننده‌ای که آب میوه‌های خنک را به منطقه‌ی دشمن می‌رساند و خود زخمی شده و به زحمت بازمی‌گردد،

تا رزمنده‌ای ایرانی که چون اجازه اعزام به او نمی‌دهند با تغییر نام و هویت، خود را یک

رزمنده افغانستانی جا می‌زند و به فاطمیون می‌پیوندد، تا مقاومت روستائیان اهل سنّت در برابر داعش،

و توزیع غذا توسط مدافعان حرم در بین آنان، و از همه جالبتر ماجرای عقد مصطفی نجیب در

مرخصی از سوریه و بازگشت به منطقه تا ازدواج مصطفی و بعد همراه بردن همسر باردارش به

سوریه و دعا در زیر باران به توصیه روحانی مقر، برای سلامتی همسر و اجابت این دعا

و سرانجام نامگذاری دختر نازنین مصطفی به نام «باران» به همین مناسبت.

خواندن این کتاب ارزشمند را به همه‌ی اهل مطالعه به‌خصوص نسل جوان کشور توصیه می‌کنم.

 

و من‌ الله التوفیق

علیرضا مختارپور قهرودی

۸ مهرماه ۱۳۹۹

جلد نهم از کتاب «هدهد سفید» به صورت الکترونیکی منتشر شد

 

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، پس از انتشار هشت جلد از کتاب «هدهد سفید»

که با استقبال اعضای نوجوان کتابخانه‌های عمومی همراه شد، جلد نهم این کتاب نیز با ارائه مطالبی به منظور

آشنایی هرچه بیشتر و بهتر نوجوانان با کتاب و کتابخانه، از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به صورت

چاپی و الکترونیکی منتشر و با ارسال به کتابخانه های عمومی سرارسر کشور در دسترس قرار گرفت.

نهمین جلد از کتاب «هدهد سفید» با بخشی با عنوان «آوازهایم برای تو» آغاز می‌شود که در آن فریدون

عموزاده خلیلی در یادداشتی با یادآوری خاطره موضوع معروف «تعطیلات تابستان یا عید خود را چگونه گذراندید؟»

در دوران مدرسه، از کودکان و نوجوانان خواسته تا آنها نیز از روزهای کرونایی‌شان بگویند. او در بخشی از

این یادداشت نوشته است: «حالا شما بگویید کرونای خود را چگونه گذراندید؟ شوخی نمی‌کنم، واقعاً بنویسید

در دوره‌ی کرونا، روزی چند کتاب خوانده‌اید؟ در چند کلاس آنلاین شرکت کرده‌اید؟

چند فیلم و سریال دیده‌اید؟ پروتکل‌های بهداشتی را چقدر رعایت کرده‌اید؟

... خدا وکیلی همه‌اش را راست‌ راست بنویسید؛ اینجا کسی یقه‌تان را نمی‌گیرد.»

بخش «روزها و قصه‌ها» نهمین شماره از هدهد سفید با عنوان «مرشد» به شاعر نام‌آشنای زبان فارسی،

محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) پرداخته و به مناسبت فرارسیدن زادروز او و همچنین روز شعر و ادب فارسی،

داستانی درباره روزهایی که این شاعر توانمند هنوز به نام شهریار شهرت نیافته بود را نقل کرده است.

هدهد سفید در نهمین پرواز خود در سرزمین آگاهی و کتاب، در بخش «سرزمین‌ها و افسانه‌ها» مهمان دیار کریمان؛

کرمان شده و در پرونده‌ای خواندنی با عنوان «کارمن، ‌ دیار کریمان» ضمن یادآوری نام‌های بزرگ و بلندآوازه‌

این استان از جمله:سردار شهید قاسم سلیمانی، خواجوی کرمانی، هوشنگ مرادی کرمانی و...،

پذیرای یادداشت‌ها و داستان‌هایی از احمدرضا احمدی،افسانه شعبان‌نژاد، علی‌اکبر کرمانی‌نژاد، شهرام شفیعی

و پروانه فتوحی سهل‌آباد با محوریت کرمان شده است.

در بخش «گپ» نیز فاطمه ترجمان به سراغ حسین فتاحی نویسنده توانای کودک و نوجوان رفته و از

نویسنده کتاب‌های تحسین‌شده «آتش در خرمن» و «پسران جزیره» درباره سال‌های دفاع‌مقدس و

ادبیات گفتگو کرده است.

در بخش «مثل آب برای شکلات» فریدون عموزاده خلیلی هفتمین بخش از درس

«۱۰۱ درس محرمانه برای نویسنده شدن»را ارائه کرده و در بخش «صد دانه یاقوت» نیز کتاب‌های

خواندنی و متنوعی در قالب چهار بخشِ «قفسه مهر، قفسه امید،قفسه دانش، قفسه ویژه، قفسه شما»

برای خواندن معرفی و پیشنهاد شده است.

بخش «خیلی‌دور، خیلی نزدیک» جدیدترین شماره هدهد سفید به خاطرات و داستان‌های کتابداران از

روزهایی کهبچه‌ها در کتابخانه نبودند اختصاص یافته است. در این پرونده پای روایت‌های کتابدارانی

نشسته شده که علی‌رغم تعطیلی کتابخانه‌های عمومی در دوران شیوع ویروس کرونا، از طریق فعالیت‌های

مستمر در فضای مجازی تلاش کرده‌اند کتاب دوباره به زندگی بچه‌ها بازگردد و کتابخوانی از رونق نیفتد.

«بیست هزار فرسنگ زیر دریا» نیز به خرده روایت‌هایی از روزهای بلند دور از کتابخانه پرداخته و در

سلسله یادداشت‌هایی که با عنوان «هیچ‌کس، هیچ‌کس اینجا به تو مانند نشد» توسط شماری از اعضای

کودک و نوجوان کتابخانه‌های عمومی در نقاط مختلف کشور نوشته شده، یادآور خانه‌نشین شدن

اعضای کتابخانه و دلتنگی آنها برای کتابخانه شده و به همین مناسبت مروری بر دلنوشته‌های آنها

از این دلتنگی کرده است.

قسمت پایانی داستان دنباله‌دار «عهدنامه‌ی سیمرغ» و داستان‌های «بال و پر لیلی ببین، لیلی ببین، اکبر ببین»،

«اتاق پروانه‌ای»، «آسفالت دل‌انگیز گسترش فرهنگ گنجشک باران‌خورده»، «پسرک و دریا»، «آشتی»

در کنار شعر «پروانه در آتش»، نمایشنامه‌های تک‌پرده‌ای «نگهبان» و «ارثیه‌ی ابدی»، داستان مصور

«شهریار و نبرد دیوان»، صفحات «نوشتن نامه به نویسنده محبوب»؛ روزشمار رویدادهای مهم ماه‌های

مهر و آبان، سرگرمی و جدول، بخش‌های دیگر نهمین شماره هدهد را تشکیل می‌دهند.

برای دانلود همه ی جلدهای کتاب هدهد سفید اینجا دریافت کنید.

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

راستی اگه میخوایین مطالب چاپ شده ی اعضای کتابخونمون رو هم مطالعه کنید جلد ششم رو دانلود کنید.

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

منابع طرح کتاب‌خوان مهرماه ۱۳۹۹ معرفی شد

کتاب‌های «لمس بام دنیا»، «من امام رضا(ع) را دوست دارم»، «نامش محمد(ص) بود»، «ستون ۱۴۵۳» و

«مردی به رنگ پرتقال: زندگینامه‌ی داستانی شهید سیدموسی نامجو» از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

به عنوان منابع طرح کتاب‌خوان مهرماه ۱۳۹۹ معرفی شدند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، پنج کتاب «لمس بام دنیا» نوشته

اریک واینمایر و ترجمه خباز بهشتی؛«من امام رضا(ع) را دوست دارم» نوشته غلامرضا حیدری ابهری؛

«نامش محمد(ص) بود» نوشته سیدمهدی آیت اللهی؛«ستون ۱۴۵۳» نوشته مسلم ناصری و

«مردی به رنگ پرتقال: زندگینامه‌ی داستانی شهید سیدموسی نامجو»نوشته عزت‌الله الوندی آثار ارائه

شده در بسته پیشنهادی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در قالب طرح کتاب‌خوانمهرماه ۱۳۹۹

برای علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی هستند.

«لمس بام دنیا»

پدیدآور: اریک واینمایر؛ مترجم: خباز بهشتی

ناشر: نغمه نو اندیش

تعداد صفحات: ۴۹۷

اریک واینمایر در سپتامبر سال ۱۹۶۸ میلادی در آمریکا متولد شد. او به‌علت بیماری خراشیدگی

شبکیه چشم در سن سیزده سالگی به‌طور کامل بینایی خود را از دست داد، اما این معلولیت

اریک را از حرکت باز نداشت. او زندگی را با شور و هیجان بیشتری ادامه داد.

 لمس بام دنیا سرگذشت پرماجرا، امیدبخش و اثرگذار اریک است که در تکاپو برای گذر از

مرزهای محدودیت و توانایی ترسیم شده. او از نابینایی، دنیای بینایان و مبارزه با ناملایمات

زندگی‌اش سخن می‌گوید.اریک از رویایش برای صعود به بام دنیا اورست، می‌گوید، رویایی

که به حقیقتی حیرت انگیز و دلپذیر تبدیل می‌شود. رویایی که تنها برای تعداد اندکی از

کوهنوردان محقق شده است. از قله‌های برف گرفته مک کینلی (آمریکای شمالی) تا قلل

سر به فلک کشیده آکونکاگوآ و کلیمانجارو، و سرانجام تلاش واپسین برای گام نهادن

بر قله اورست. در این کتاب صدای نفس‌های اریک وقتی برای مبارزه با توده‌های یخ و برف

تلاش می‌کند و خود را از زمین جدا می‌کند تا بر آینده‌ای مرتفع گام بگذارد به گوش می‌رسد.

صحنه‌ها و جزئیات در این کتاب بسیار هنرمندانه و دقیق توصیف شده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«»شاید این یک تعصب باشد ولی من باور نمی کنم که انسانی، علت صعودش به قله را،

دیدن منظره‌ی اطراف بیان کند. هیچ‌کس سختی کوهستان را برای دیدن یک منظره تحمل نمی‌کند.

قله، تنها جایی بر کوهستان نیست. قله در قلب و ذهن ما جای دار!»

«قله، پاره‌ای از یک رویاست که به حقیقت می پیوندد و مدرکی مسلم بر این است که زندگی مان

با معناست. قله نشانی از آن است که می‌توانیم با قدرت اراده و توان جسم‌مان، زندگی را به آنچه

می‌خواهیم و آن‌چه دستان‌مان قدرت خلق آن را دارند، تبدیل کنیم.»

 

«من امام رضا(ع) را دوست دارم»

پدیدآور: غلامرضا حیدری ابهری

ناشر: نشر جمال

تعداد صفحات:۲۴

کتاب «من امام رضا(ع) را دوست دارم» جلد دهم از مجموعه  چهارده جلدی "

من اهل بیت(ع) را دوست دارم" است. این مجموعه بر اساس یکی از بهترین

روش‌های معرّفی شخصیت‌های دینی و مذهبی نوشته شده. در این روش،

تنها به جنبه‌های تاریخی از زندگی اشخاص بسنده نمی‌شود، بلکه به ابعاد

گوناگون زندگی فردی و اجتماعی نظیر، مقام معنوی، سبک زندگی، افکار،

اندیشه‌ها و سخنان ایشان نیز متناسب با سن و سال کودک و نوجوان پرداخته می‌شود.

قرآن کریم نیز همین روش را برای معرّفی انبیا و اولیا به کار برده است.

این کتاب برای کودکان ۸ تا ۱۲ ساله نوشته شده است. داستان از زبان

یک کودک نقل می‌شود و زبان ساده و صمیمی که روایت‌گری می‌کند، برای

مخاطب کودک آشنا و قابل فهم است. در ابتدا، امام هشتم معرفی می‌شوند

و در ادامه ویژگی‌های فردی و تعاملات‌شان با مردم توصیف می‌گردد. پس از توصیف

امام با همان زبان صمیمی و کودکانه، روایت‌ها و ماجراهای کوتاهی از ایشان نقل می‌شود؛

از لحظه تولد، پدر، مادر، خواهران و برادران، که به شناخت بهتر کودک از امام کمک شایانی می‌کند.

تصاویر رنگی کتاب نیز برای تجسم بهتر کودکان به یاری کلمات آمده است.

در پایان، ماجرای سفر امام رضا علیه السلام به ایران و اتفاقاتی که در طی سفر برای‌شان رخ می‌دهد،

رسیدن به ایران و سرانجام شهادت آن حضرت روایت می‌شود.

 

 

«نامش محمد(ص) بود»

پدیدآور: سیدمهدی آیت اللهی

ناشر: مدرسه

تعداد صفحات: ۳۲

گواهی می‌دهم که جز او خدایی نیست و محمد بنده و پیامبر اوست ...

سحر نزدیک می‌شد و افق آسمان مکه انگار از این نور اسرار آمیز روشن و روشن‌تر می‌شد.

در این خانه خبری بود. کسی به دنیا می‌آمد. کسی که در آینده‌ای نه‌چندان دور باید سرنوشت انسان‌ها را دگرگون

می‌کرد.کتاب «نامش محمد بود» مروری است گذرا بر زندگی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آل وسلم،

از تولّد تا وفات. نویسنده تلاش کرده است به اختصار، مهم‌ترین فرازهای زندگی آن حضرت را برای

کودکان و نوجوانان تبیین کند.در این کتاب زیبا، توصیفاتی از ولادت پیامبر(ص) و اتفاقات و

شگفتی‌های طبیعی همزمان با آن نقل می‌شود.

دوران کودکی و آموزش وی نزد حلیمه، درگذشت آمنه (مادر گرامی حضرت) و جدّش عبدالمطلب،

همزیستی با مردم مکّه و تأمّل و درنگ در باورها و نوع زندگی آن‌ها. در این زندگی‌نامه داستانی،

به شرح سفر آن حضرت به همراه ابوطالب و دیدار با راهب مسیحی و پیشگویی‌های وی درباره

نبوّت حضرت اشاره می‌شود. اشتغال به تجارت و آشنایی با خدیجه، بانوی سرشناس مکّه و ازدواج با او،

آغاز وحی و دعوت مردم به اسلام، هجرت از مکّه به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی،

ماجرای غدیر خُم و اعلام جانشینی و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و سرانجام رحلت ایشان

از موضوعات مهم کتاب است. یکی دیگر از نکات مهم کتاب حضور امیرالمؤمنین علیه السلام است

که در مقاطع گوناگون زندگی پیامبر صلی الله علیه و آل وسلم در این کتاب به چشم می‌خورد.

تصویرگری جذاب کتاب نیز که در جای جای متن آن خودنمایی می‌کند، همراهی نقش و کلمه را به

زیبایی هرچه تمام به نمایش می‌گذارد.

 

«ستون ۱۴۵۳»

پدیدآور: مسلم ناصری

ناشر: کتاب جمکران

تعداد صفحات: ۱۳۵

نویسنده کتاب تاریخ‌دان است و تاریخ را دستمایه داستان نویسی‌اش کرده و در این رمان

درباره پیاده روی نجف تا کربلای اربعین با عبور از مرزهای مکان و زمان مسائل روز جامعه را پاسخ می‌دهد.

ستون ۱۴۵۳ نام آخرین ستون مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلاست که به حرم سیدالشهدا علیه‌السلام منتهی می‌شود.

اما این ستون وجود خارجی ندارد و اشاره‌ای است به بارگاه حضرت اباعبدالله علیه‌السلام.

در این کتاب حال و هوای پیاده‌روی اربعین مشهود است و نویسنده شما را در سفر زمان به وقایع

روزهای ۱۴۰۰ سال قبل در سفر بازگشت از کربلا به نجف همراهی می‌کند. به تعبیر نویسنده این رمان

از دو سفر تشکیل شده؛ سفر در مکان و سفر در زمان. راوی، سفر خویش را میان واقعیت و تخیل آغاز می‌کند

و به ۱۴۰۰‌سال پیش نقب می‌زند و همراه پسران «اثیب یمانی» می‌شود که در زمانه موج می‌زنند و در سفر عشق

پای می‌فشردند تا ...

مسلم ناصری، سفر اربعین را سفر عشق می‌نامد و هدف از نگارش کتاب را قدم گذاشتن دل در مسیر

این سفر معنوی می‌داند.

رمان «ستون ۱۴۵۳» علاوه بر کشش پر تخیل داستانی، نمونه موفقی از مسأله‌شناسی در رویکرد به تاریخ است.

برای خواننده‌ای که به دنبال درک معنا و حس پیاده‌روی اربعین است، بدون شک میل راوی این کتاب

به کنجکاوی در گوشه‌وکنار کوچه‌های هزارساله نجف، تفحص در برش کوتاهی از زندگی دو شخصیت

در دوران خلافت امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام و مفصل قرار دادن واقعه‌ای سترگ

که شخصیت‌هایی را از پیش و پس از عاشورا و از صحراهای یمن تا بیابان‌های قم به هم می‌رساند،

جذاب و دنبال‌کردنی است.

«مردی به رنگ پرتقال: زندگینامه‌ی داستانی شهید سیدموسی نامجو»

پدیدآور: عزت‌الله الوندی

ناشر: نشر شاهد

تعداد صفحات: ۱۱۲

 

این کتاب زندگی‌نامه‌ی داستانی شهید موسی نامجو وزیر دفاع ایران در سال ۱۳۶۰ است

که در آن نویسنده سرگذشتنامه شهیدان واقعه هفت تیر ۱۳۶۰ را نیز روایت می‌کند.

گفتنی است این شهید، متولد آذر ۱۳۱۷ در بندر انزلی بوده که سرانجام بر اثر سقوط یک فروند هواپیمای

نیروی هوایی که حامل شهدا و مجروهین جنگ بوده، به همراه سرلشکر ولی‌الله فلاحی، تیمسار سرتیپ

فکوری و کلاهدوز به شهادت می‌رسد.

«مردی به رنگ پرتقال» دربر دارنده ۱۵ داستان کوتاه مستقل، با عناوین «مثل سکوت»،

«به رنگ پرتقال»، «به دنبال آرزو»، «راز گل سرخ»، «سفر به آینده»، «افسر و افسر»،

«کول پیمایی»، «حس غریب»، «سفر رازآمیز»، «شب تار، شب بیدار»، «فکرهای مسموم»،

«لباس‌های خونی»، «نوشتم باران، باران بارید»، «شما کجا می‌روید؟» و «پیوست‌ها» است

که هر کدام فرازی از زندگی شهید نامجو را روایت می‌کند. زبان راوی بسیار ساده و دوستانه است

و این موضوع مطالعه کتاب را بسیار جذاب می‌کند. رنگ زندگی و تکاپوی هستی برای رسیدن

به حق در گوشه و کنار این داستان‌ها خودنمایی می‌کند. هر کدام از این داستان‌ها به تنهایی

یک زندگی است، یک زندگی بی‌انتها که شهادت آن را تا بی‌نهایت وسعت می‌دهد.

شهید نامجو پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران در مسئولیت‌هایی چون عضو هیئت علمی

و فرماندهی دانشکده افسری و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح مشغول به کار شد.